فرانك ابراهيمى، مخترع نهمين شيوه
آموزشى زبان هاى دنيا (بيتا متد) :
قوانين گرامر را شكسته ام
حسن فرامرزى
فرانك ابراهيمى، مخترع نهمين شيوه
آموزشى زبان هاى دنيا سال ۵۰ در اراك به دنيا آمد. او كارشناس زبان و
ادبيات انگليسى و دانشجوى علوم ارتباطات دانشگاه «نيوساوت ولز» استراليا
است. عضو انجمن مخترعين كشور و زنان مدير كار آفرين ، دو اختراع ديگر را
نيز در كارنامه كارى اش دارد؛ نقره گيرى ۹۵ درصد از فيلم هاى عكاسى و
اختراع ديگرى در باغبانى.
ابراهيمى، جزو ۳۰ كارآفرين برگزيده جشنواره
كارآفرين «يلوپيج» استراليا از ميان ۲۰ هزار كارآفرين شركت كننده است.
اختراع او اينك در حال طى مراحل ثبت بين المللى است.
* از كودكى به زبان انگليسى علاقه مند بوديد
من
بى نهايت از زبان متنفر بودم. مادرم معلم بود و از كودكى مرا تشويق به
آموزش زبان مى كرد، دوران دبيرستان به آموزشگاه زبان مى رفتم اما كاملاً
رفع تكليفى، وقتى در آزمون كنكور شركت كردم از بد حادثه رشته زبان انگليسى
قبول شدم، خيلى علاقه مند به ادامه تحصيل در اين رشته نبودم اما به تدريج
علاقه مند شدم.
* دانشگاه علاقه مندتان كرد
نه، من همان موقع به عنوان مترجم در پالايشگاه استخدام شدم.
* در واقع به صورت عملى احساس نياز كرديد
دقيقاً!
حس مى كردم با آموخته هاى دانشگاهى نمى توانم صحبت كنم. شما با جملات ادبى
نمى توانيد صحبت كنيد، مجبوريد در مكالمات روزمره، محاوره اى باشيد. مترجم
دو خانواده خارجى بودم و ارتباط زبانى با آنها مجبورم مى كرد مهارتم را
گسترده كنم. ترم ششم تحصيلاتم اساتيد دانشكده علوم انسانى به خاطر تسلطم
به زبان انگليسى تأييديه اى به من دادند كه مى توانم در دانشگاه تدريس كنم
اما به هر حال محيط كوچك بود و همكلاسى ها و هم دانشكده اى هايم
نمى توانستند چنين چيزى را بپذيرند، بنابراين به دانشكده پزشكى معرفى شدم
و شروع كردم به تدريس زبان عمومى در دانشكده پزشكى.
* چه شد كه به فكر تدوين متد جديدى براى آموزش زبان انگليسى افتاديد
بعد
از سال ها كار احساس كردم روش آموزش يادگيرى زبان من با ساير روش ها
متفاوت است، من با اين روش خيلى خوب انگليسى صحبت مى كردم، دوستانم هم
همين طور.
* از كى شروع كرديد به تدوين متد
سال ۷۲ تحقيقات ميدانى
و آموزش را شروع كردم، سال ۸۲ نيز متد براى ثبت اختراع آماده شد. من اول
به اداره ثبت اختراعات ايران مراجعه كردم اما متأسفانه به دليل نبود
مالكيت معنوى به جايى نرسيدم، حتى دانش آموزانم را به رياست جمهورى بردم،
آنها تأييد كردند اما به هر حال در اين زمينه ضعف قوانين وجود داشت. به
كمك دوستانم وكيلى در استراليا پيدا كردم، با توجه به آن كه وكيل من
استراليايى بود حتماً بايد لهجه استراليايى را ياد مى گرفتم. با وجود
مشكلات فراوان به استراليا رفتم و با وكيلم قرارداد بستم. وكيلم گفت بعد
از اين كه من «patent» (مدرك اختراع) بين المللى را گرفتم به اين شرط با
شما همكارى مى كنم كه تا آخر عمر با من شراكت كنيد.
* چقدر براى ثبت اختراع در استراليا هزينه كرديد
۴۰ ميليون
تومان، اما با توجه به هزينه ها و حق الوكاله هاى آن جا رقم كمى است، وكيل
استراليايى من به عمق و جامعيت اين شيوه از آموزش پى برده بود و بسيارى از
هزينه ها را متقبل شد. البته اگر حمايت هاى مادى و معنوى همسرم نبود هيچ
يك از اين اتفاقات نمى افتاد.
* پيش از «بيتامتد» هشت تكنيك آموزشى زبان هاى زنده دنيا اختراع شده بود
بله،
اولين بار است مخترعى كه زبان اصلى اش انگليسى نيست روش جديدى براى آموزش
زبان هاى دنيا تدوين كرده است. اين تكنيك به آموزش زبان انگليسى يا هر
زبان ديگرى با كيفيت بالا و زمان كوتاه كمك مى كند. آموزش شما بر مبناى
انگيزه فراگيرى و زمينه كارى تان شكل مى گيرد.
من با اين روش به سفير
چين (پنگ اُ يا اُ)، برخى از صاحب منصبان و دوستان دانشگاهى ام در
استراليا فارسى ياد داده ام، ۱۵۰۰ نفر نيز در ايران از دوره هاى ما
استفاده كرده اند. در حال حاضر هم با اخذ مجوز از مراجع ذيصلاح و با
همكارى دوستانم در تهران و كرج به دنبال تأسيس مركزى براى آموزش ترجمه
وتفسير قرآن به زبان انگليسى هستيم.
* اختراع شما در استراليا به كجا رسيد
ثبت شد اما تا نقطه آخر چند گام مانده است.
* منظورتان از نقطه آخر چيست
بين المللى شدن متد.
* اين پروسه چقدر طول مى كشد
فكر مى كنم يك سال و نيم تا دو سال، تخصص وكيل من در ارتباط با اختراع و
مالكيت معنوى است، ايشان در حال طى مراحل بين المللى شدن اين اختراع هستند.
* اختراع شما به نام كشور استراليا ثبت مى شود
اگر من رضايت داشته باشم و توافقنامه را امضا كنم اين اتفاق مى افتد، اما من دلم مى خواهد اين كار در ايران انجام شود.
* شما كى اين متد را به شكل تأليف منتشر مى كنيد
زمانى
كه اين اختراع به صورت بين المللى ثبت شود. البته از ۳۰۰ عنوانى كه اين
متد دارد تاكنون از دو پارت (آموزش زبان انگليسى كوتاه مدت و آموزش ترجمه
و تفسير قرآن به زبان انگليسى) استفاده كرده ام.
* مزيت هاى شيوه شما چيست
در اين شيوه در عين حال كه گرامر ياد مى گيريد اما به صورت مستقيم به شما گرامر آموزش داده نمى شود.
نكته
ديگرى كه اين متد را از شيوه هاى ديگر متمايز مى كند اين است كه مدرس سر
كلاس به زبان اصلى شما صحبت مى كند. اگر بخواهم به شما زبان انگليسى ياد
بدهم سر كلاس فارسى حرف مى زنم اما شما از جلسه چهارم به بعد انگليسى حرف
مى زنيد.
* خيلى ها دوست دارند زبان انگليسى يا زبان هاى ديگر را ياد
بگيرند. با شور و شوق فراوان هم شروع مى كنند، يك وانت كتاب و نوار و فيلم
و داستان و ... مى گيرند اما همان دو هفته اول با وانت در يك ديوار محكم
فرو مى روند.
به نظر من اين اتفاق را نبايد گردن متقاضى آموزش يك زبان
انداخت. مشكل آموزش زبان كشور ما به سيستم آموزش بر مى گردد. متوليان
وزارت آموزش و پرورش بايد تحول جدى در آموزش زبانها را به وجود بياورند،
من در اين زمينه هر چقدر با مسئولان آموزشى بيشتر تعامل كردم كمتر نتيجه
گرفتم.
* واقعاً چرا يك دانش آموز بعد از ۸-۷ سال آموزش زبان تازه در نقطه صفر مى ايستد
نكته اى
كه خيلى از افراد توجهى به آن ندارند اين است كه ما پس از آموزش زبان دوم
بايد توانايى مكالمه با زبان مادرى مان را داشته باشيم، اما بالعكس عمل
مى كنيم، گرامر زيادى به خورد دانش آموزانمان مى دهيم و بعد مى گوييم صحبت
كند، اين اتفاق نمى افتد، شما اول بايد فن صحبت را ياد بدهى. من
آموزش هايم را با زبان مادرى شروع مى كنم.
* فكر مى كنم ترس يكى از موانع جدى در فراگيرى بويژه يادگيرى زبان خارجى است.
دقيقاً!
اما من باز تأكيد مى كنم اين ترس تقصير متقاضى آموزش نيست، به شيوه هاى
آموزشى و فرهنگ شفاهى ما برمى گردد. به اعتقاد من برجسته ترين خصلت يك متد
آموزشى، گرفتن ترس از گيرندگان آموزش است.
* پيش از گفت وگويمان شما اشاره كوتاهى به شكستن گرامر در شيوه تان داشتيد.
بله، خيلى از قانون هاى گرامر را شكستم، من به صورت علمى بسيارى از گرامرهايى كه الان تدريس مى شود را رد مى كنم.
* مثال مى زنيد
درقديم
مى گفتند پيش از فعل زمان حال بايد گذشته استمرارى باشد، من اين قانون را
شكستم. شما مى گوييد سه نوع جمله شرطى داريم، اما در واقع ۱۲ نوع جمله
شرطى وجود دارد و قرار هم نيست همه شان را حفظ كنيم. كسانى كه قوانين
گرامر را به وجود آورده اند ، در حد معلوماتشان بوده، من به عينه در
تحقيقات ميدانى ام متوجه شدم اين گرامر با آن تأكيد، نقشى در زندگى ما
ندارد.در تكنيكى هم كه من به دانشگاه «نيوساوت ولز» استراليا ارائه كردم،
آنها پذيرفتند اين قوانين در زندگى روزمره امروز شكسته شده است.
* اجازه بدهيد كمى از يادگيرى زبان و ... فاصله بگيريم. از زندگى تان راضى هستيد
بله، خداوند اين توانايى را به من داد كه در زندگى نداشته هايم را با تلاش
به دست بياورم. خدا را شكر مى كنم كه اطرافيانم هميشه حاميان خوبى براى من
بودند، بويژه همسرم كه نزديك ترين دوست من است، جايى كه واقعاً احساس شكست
مى كردم و دلسرد مى شدم به من قوت قلب مى داد.
* هيچ وقت شده احساس كنيد تمركزى كه شما براى يك كار خلاقانه نياز داريد با مسئوليت هايى كه در خانه داريد همخوانى ندارد
شايد باورتان نشود اما خانواده ما در اين مسائل هضم شده است. همسرم لطف
كردند و مديريت برنامه ريزى كارهاى مرا پذيرفتند، بيتا دختر ۸ ساله من هم
دو اختراع ثبت شده در زمينه باغبانى دارد كه در يكى كمكش كرده ام. بيتا
بسيار به كار تحقيق علاقه مند است.
* رابطه با كار
ما بيشتر احساس
كار كردن را داريم، فكر مى كنيم كار مى كنيم. من فكر مى كنم اگر ما از
وضعيت مديريت خارج نشويم به جايى نمى رسيم. همه ما به نوعى در هرجا كه
هستيم در وضعيت مديريت قرار داريم. يكى از دوستان من هميشه مى گويد ما در
ايران كارمند نداريم، همه مدير هستند. من اعتقاد دارم اگر قرار است ما
كارمند شويم بايد كارمند خوبى باشيم، نه ضعيف و نه متوسط. بايد سعى كنيم
بهترين باشيم.
نوشته شده توسط در پنجشنبه نهم خرداد 1387
ساعت 19:31 موضوع |
لینک ثابت